شمارهٔ ۱۲۷ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
شبِ دوش، با دوست می خوردهام
بگو نوش، کز دست وی خوردهام
به خصل سبک باج جان بردهام
بد او، کران، ملک ری خوردهام
من و مجلس خاک در کل عمر
چنین می، کجا تا که کی خوردهام
ز کوثر نم، از خلد خود دیدهام
ز آتش تف، از ورد خوی خوردهام
نگیرد خمار و نگیرد تبم
به یک بار، تا ترک می خوردهام
بهار دلم، آب رز دان کز او
به تیغ سلم خون دی خوردهام
ز مستی، که بودهست آگه نیام
که کی خفتهام چند می خوردهام
خمیده چو چنگم خروشان چو نی
چنان بر تن چنگ و نی خوردهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت به شادی و خنیاگری میکند و از لذتهای عشق و میگساری سخن میگوید. او از دوستانش میخواهد که در میکده گرد هم آمده و از طعم زندگی و عشق بهرهمند شوند. در کنار اشاره به شور و شادی، به ناپایداری دنیا نیز اشاره میکند و بیان میکند که زندگی به زودی پایان میپذیرد، بنابراین باید از لحظات بهرهبرداری کرد. به طور کلی، شعر به تجویز شاد زیستن و بهرهمندی از لحظات اشاره دارد.