شمارهٔ ۱۳ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
یا رب آن ماه تمام، آن من است
که به قد سرو خرامان من است
با سر زلف پریشان، همه روز
در پی کار پریشان من است
عمر جاوید طمع میدارم
که لبش چشمهی حیوان من است
آن لب، آن لب، که شکر بندهی اوست
کس چه داند، چه به دندان من است
غمزه او، همه کفر است ولیک
کفر او، بهتر از ایمان من است
از سگ کوی ویام نیست دریغ
سخنش، کز همه در جان من است
من که دیوانگیام از سر اوست
زلف او سلسله جنبان من است
جرم زنجیر وی است اینکه ز غم
پیرهن بر تن، زندان من است
اینکه در پای، صد اندوهم گشت
هم دلی بیسر و سامان من است
این همه هست و همی گوید اثیر
«یا رب، آن ماه تمام آن من است»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوقی سخن میگوید که او را به ماهی تمام تشبیه کرده و زیبایی و دلربایی او را ستایش میکند. شاعر احساس غم و ناز در مورد معشوقش را بیان کرده و اعتراف میکند که دوستی و عشق او باعث دیوانگیاش شده است. او همچنین به درد و رنج ناشی از این عشق اشاره میکند و از عمری جاویدان در کنار او آرزو میکند. در نهایت، او بیان میکند که تمام وجودش تحت تأثیر عشق و زیبایی معشوقش قرار دارد.