نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کس به عشق تو دستیارم نیست

دل بهجر تو پایدارم نیست

من نگویم که دیده نیست مرا

هست بی روی تو نگارم نیست

بیکی دل چه مایه رنج کشم

ای دریغا که صد هزارم نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تنهایی و غم عشق اشاره دارد. گوینده احساس می‌کند که هیچ‌کس در عشق او را یاری نمی‌کند و دلش تاب دوری معشوق را ندارد. او می‌گوید که در دوری معشوق، نه کسی او را می‌بیند و نه دلی را که برای او رنج می‌کشد، به اندازه کافی دردش را درک می‌کند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که از شدت عشق و غم، به اندازه‌ای رنج می‌کشد که نمی‌تواند توصیف کند، و ای کاش که برایش صد یا هزار دل وجود داشت.