نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به حق آن، که جز از تو، کسی گزیده نی‌ام

که در فراق تو یک لحظه آرمیده نیم

بریده شد رگ جانم ز تیغ فرقت تو

تو آن نگر که هنوز از تو، دل بریده نی‌ام

مباد بر رسن گیسوی تو دست نسیم

اگر چو چنبر ابروت قد خمیده نی‌ام

فلک ز دانه خال تو بی‌نصیبم کن

اگر ز چنبر تو چون مرغ دل رمیده نی‌ام

وداع دیده کنم، گر به دیگری نگرد

کجا غلام توام، من غلام دیده نی‌ام

ز غمزه تو مبادم امان جان اثیر

اگر چو چشم تو بی‌چشم تو شمیده نی‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات و افکار خود درباره عشق و جدایی صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که عشق و وصال محبوبش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و حتی در دوری از او نتوانسته آرامش پیدا کند. شاعر به تصویرسازی از درد و غم ناشی از جدایی می‌پردازد و می‌گوید که هیچ چیز در دلش آرامش ندارد. او همچنین بیان می‌کند که نمی‌تواند به راحتی از این غم رها شود و کلمات و احساساتش را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شعر به تلخی و تلخی‌های عشق اشاره دارد و نشان می‌دهد که حافظه‌ی عشق برای او همچنان زنده است.