نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۴ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

وه که امروز به حال دگرم

تو چه دانی که نداری خبرم

از همه خرمی‌ای دور از تو

تا ز تو دور‌ترم، دورترم

نه تو را، رای که بر من نگری

نه مرا زهره که در تو نگرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال نابسامان خود در شب صحبت می‌کند و به ساقی می‌گوید که اگر باده‌ای به او بدهد، خوشحال خواهد شد. او به شعله‌های آتش اشاره می‌کند و درخواست دارد که نوشیدنی‌ای به او بدهند تا بر آتش درونش غلبه کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که هیچ دارویی بهتر از باده وجود ندارد و زهر جفای معشوقش را که می‌چشد، تنها با باده قابل تحمل است.