شمارهٔ ۱۳۶ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
پردردم و بمانده ز درمان خویشتن
گم کرده در هوای تو درمان خویشتن
حال مرا ز درد تو سیری نمیکند
سیر آمدم به جان تو از جان خویشتن
چون گوی شد دل من و زلفین پرخمست
گوی مرا ربود به چوگان خویشتن
ای برزده به دامن بیداد دست چرخ
از دست تو دریده گریبان خویشتن
بیرحمی است پیشه دوران و از توهم
رسم دگر میار به دوران خویشتن
زلف تو را که صاحب ملک ستمگریست
ظلم آیتیست، آمده در شان خویشتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت گلها و طبیعت اشاره دارد. شاعر به توصیف گل سوسن و سنبل میپردازد و از چستی سرو و خواب گیسوان نرگس میگوید. همچنین، با استفاده از تصاویر زیبا، به جاذبههای ظاهری و روحی دلبران اشاره کرده و دنیای پر از عشق و زیبایی را روایت میکند. شاعر با بیان حسرت و دلتنگی از معشوقهاش، به ابراز احساسات و شوق عاشقانه پرداخته و در نهایت، قصهی عشق و زیبایی را به تصویر میکشد.