شمارهٔ ۱۳۷ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خه خه آن سوسن سیرابش بین
هی هی آن سنبل پر تابش بین
چستی سرو چمانش دیدی
مستی نرگس پرخوابش بین
خندهای زد صدف لعل گشاد
رشتهی لولوی خوشابش بین
دیدهای آینه چهرهی روح
عکس خورشید جهانتابش بین
پسته بسته دهان آن گه نقل
از می آلوده دو عنابش بین
دلبران را رسن مشک بس است
چنبر غالیهی نابش بین
تازه کن نور دو قندیلِ بصر
رکعت طاق دو محرابش بین
چه کنم قصه، ز سر تا به قدم
فتنه را ساخته اسبابش بین
گر ندیدی تن بیتوش اثیر
کمر لاغر بیتابش بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عمق عشق و درد جدایی خود سخن میگوید. او اشاره میکند که عشق معشوق در خون و جانش است و تیر غم ناشی از این عشق کمان او را نشانه گرفته است. شاعر به دوستی اشاره میکند که او را رها کرده و به دشمنانش پیوسته است. زیبایی معشوقش تنها خیال اوست و او از این خاطر دچار غم و اندوه شده است. همچنین، او در تأثیر از جدایی، از تن ناتوان و چشمی گریان سخن میگوید که بجز ناله هیچ صدایی نمیشنود. در پایان، شاعر به انتقاد از کسانی میپردازد که از زیبایی معشوقش ستایش میکنند، در حالی که او در عذاب جدایی به سر میبرد.