نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای همه شیران اسیر دام تو

تو سنان خویشتن بین رام تو

باز مالیده که مردی افکنی

کعبتین تیغ گردان جام تو

هم عنانی کرده در راه قبول

آفرین بخت، با دشنام تو

مردم چشم روان، رخسار تو

حلقه‌ی گوش خرد، پیغام تو

از علمداران دیوان وجود

فتنه بر کار است در ایام تو

در غمت خوش خوش فروشد روز من

گو فرو شو تا برآید کام تو

نردبان ناکرده از سر، کی رسد

پای هر تر دامنی بر بام تو

صد هزاران صید داری چون اثیر

خود چه مرغ است او به نزد دام تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر با زبان استعاری و تمثیلی، عشق و روحانیت را به تصویر می‌کشد. معشوق به عنوان شکار دل‌ها و روح در میان فضایی پاک و آرام توصیف شده است. همچنین، تصویرگری‌های رنگین از جاذبه‌های روحی و معنوی معشوق و تأثیرات عمیق او بر جان‌های دیگر بیان شده است. در نهایت، شاعر به غنای وجودی معشوق و نقش او در زندگی و دل جهانیان اشاره می‌کند، و این‌گونه عشق را به عنوان سرمنشأ زیبایی و خوشی معرفی می‌سازد.