نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۹ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای مرهم هر سینه‌ی مجروح لب تو

فرسوده قدم‌های دلم در طلب تو

گم کرد سر رشته‌ی تدبیر دلم باز

در طره سرگمشده‌ی بلعجب تو

چون تار طراز است شب و روز تن من

تا بر طرف روز تنیده‌ست شب تو

چون لاله دلم چهره به خون شست چو بگرفت

سبزه طرف چشمه‌ی حیوان لب تو

من بنده نویسد به تو سلطان کواکب

تا خسرو خوبان جهان شد لقب تو

ای حور پریزاده بر این حسن و طراوت

از آدمیان نیست همانا نسب تو

درساخته‌ام با غم تو، روی همین است

چون جز ز غم من نفزاید طرب تو

بیداد سه ساله که اثیر از همدان برد

تقدیر الهی بُد و باقی سبب تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف قدرت و زیبایی یک انسان خاص می‌پردازد که دیگران به دام او افتاده‌اند. شاعر به ستایش صفات او می‌پردازد و می‌گوید که همه شیران (مردان بزرگ) در برابر او تسلیم شده‌اند و به نقش و تاثیر او در زندگی دیگران اشاره می‌کند. او به این نکته اشاره می‌کند که حتی در هنگام رنج و غم، وجود این شخص باعث آرامش می‌شود. همچنین به تله‌ها و دام‌هایی که او برای به دام انداختن دیگران دارد، اشاره می‌کند و این‌که همگان در تلاش هستند تا به او نزدیک شوند. به طور کلی، این شعر به زیبایی و قدرت تأثیرگذاری ویژگی‌های فردی اشاره دارد.