شمارهٔ ۱۵ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای اختری، که شاه کواکب غلام توست
این رجعت تو، حاصل صد انتقام توست
قدرت بلند باد، که بر قدر روزگار
اقبال تو بهینه لباس کرام توست
شاید، اگر نهیم به شکرانه در میان
چشمی که بیجمال تو بر ما غرام توست
گر، زنده میشویم پس از مرک و افتراق
شاید که با وصال تو، ما را قیام توست
سهل است زندگیم غرض زندگی توست
از فتنه در ضمان امان و سلام توست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به تمجید از ستارهای میپردازد که به او وصف و مقام بلندی میدهد. او از بازگشت این ستاره به عنوان حاصل انتقام و قدرت یاد میکند و میگوید این بازگشت باعث بهبود و رونق روزگار است. شاعر همچنین به زیبایی و جمال این ستاره اشاره میکند و میافزاید که ممکن است زندگیاش هدفی جز زندگی برای او نداشته باشد. در نهایت، او بیان میکند که زندگی و آرامشاش در گرو وجود این ستاره است.