شمارهٔ ۱۵۶ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
توسن به سر عنان به من ده
وان لعل شکر فشان به من ده
این چهره چو زعفران نگه کن
آن لعل شکر نشان به من ده
پنهان ز رقیب، نیمبوسی
پیش آر سر و نهان به من ده
وامی است مرا، بر آن لب خوش
رهنی به سر زیان به من ده
یک شب، تو بخواه این حوالت
آن بسته دُر دهان به من ده
دشنام تو مدحت اثیر است
راضی شدم از تو، آن به من ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و جذابیت معشوقهاش میپردازد و از زیباییها و ویژگیهای او سخن میگوید. او در تصاویری شاعرانه به مقایسه زیبایی معشوقه با عناصر زیبا و ارزشمند میپردازد و نشان میدهد که چطور عشق و اشتیاقش بر او تأثیر گذاشته است. شاعر از وی میخواهد که اگر روزی در وفا و عشق به او برگردد، میتواند روح و دلش را شاد کند و به او امید بدهد. حرفها و احساسات عاشقانه او نشاندهنده شدت عشق و علاقهاش و آرزوی وصال است.