نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۹ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دگر بار ای دل سنگین فتادی!

عنان در دست بدعهدی نهادی!

ز در دم نیش‌ها در رگ شکستی

ز چشمم چشمه‌ها بر رخ گشادی

فرامش کرده آن کز عشق صدبار

بمردی باز، و، وز مادر بزادی

ندارد مهله چندان از شب غم

که گرید بر وداع روز شادی

در این مقصوره پنهان می‌کنی یار

همان باری که صد بارش بدادی

نباشد عیب شاگردیت در شعر

که در صنعت به غایت اوستادی

اثیر امروز در پا اوفتاده‌ست

تو ظالم در پی او چون فتادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دلشکستگی شاعر می‌پردازد. شاعر به معشوقه‌اش می‌گوید که او با جاذبه و زیبایی‌اش تمام دل و جان او را به تصرف درآورده و حسرت و غم را به جانش آورده است. او از دل‌تنگی و احساس تنگدستی عاطفی صحبت می‌کند و می‌گوید که هرچقدر هم بخواهد از این عشق فرار کند، نمی‌تواند. معشوقه‌اش با چالاکی و بیباکی خود، قلب او را تسخیر کرده و محبت و یاد او را از ذهنش دور نمی‌کند. شاعر در نهایت بیان می‌کند که این احساسات هم مثل زلف معشوقه‌اش، پیچیده و دشوار است و او نمی‌تواند از این عشق رهایی یابد.