نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

بازار تو را کرانه‌ای نیست

آزار تو را بهانه‌ای نیست

آمد ز دهن دلم ز آتش

بی‌قصه تو زبانه‌ای نیست

تا بوده هزار بار بالین

در کوی تو آستانه‌ای نیست

در کوی تو ناز حسن سوز است

بی‌ماتم هیچ خانه‌ای نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساس عمیق عشق و دلتنگی پرداخته است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در عشق واقعی هیچ محدودیتی وجود ندارد و هیچ عاملی نمی‌تواند مانع از عشق ورزیدن شود. او بیان می‌کند که در دنیای عشق، درد و آزار طبیعی است و بدون آن، هیچ جذابیتی وجود نخواهد داشت. همچنین، شاعر از نبود آرامش و راحتی در زندگی بدون محبوبش سخن می‌گوید و به زیبایی و جذابیت عشق اشاره می‌کند که باعث شعله‌ور شدن احساسات در قلب انسان می‌شود.