نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای پشیمان شده ز دلداری

عهد نو کرده با جگرخواری

هست معزول عافیت تا تو

در عمل کار حسن پر گاری

دل من برده ئی بآسانی

غم تو میخورم بدشواری

عشوه میده که گوش میدارم

ناز میکن که جای آنداری

سر زلفین خود بگیر و بکش

نه اثیری که این نمی آری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جدایی است. شاعر به عشق معشوقش اشاره می‌کند که باعث تحمل درد و رنج‌های بسیاری شده است. او از زلف و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و از فراق و دوری شب‌ها و روزهای سختی که می‌گذرانده، می‌نالد. معشوق او را در مِی عذاب و عشق قرار داده و او را با این احساسات عمیق و چالش‌های عاطفی درگیر کرده است. در نهایت، شعر نشان‌دهنده‌ی تداوم و عمق عشق و رنج ناشی از جدایی است.