نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

من تنگدل و تو تنگ خوئی

من خوب سخن، تو خوبروئی

با من بکن آن که لطف یزدان

با روی تو کرد، از نکوئی

برتنگ دلی من به بخشای

کز، دل همه گرد غم بشوئی

آخر بکنار من رسی باز

چون گرد همه اثیر پوئی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر برای معشوقش است. شاعر جان خود را فدای معشوق می‌کند و او را مرکز زندگی و شادی خود می‌داند. در عین حال، او به زیبایی و شیرینی معشوق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که عشق او فراتر از هر چیز دیگری است. همچنین، شاعران دیگر را به یاد آوردن زیبایی‌های معشوقش تشویق می‌کند و می‌گوید که او در عشق خود به حدی فداکار است که حتی جانش را برای غم و اندوه معشوق فراهم می‌کند. به طور کلی، این شعر تجلی عشق، زیبایی و فداکاری است.