شمارهٔ ۱۶۵ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای عهد تو جمله نانمازی
مهر تو چو صبر من مجازی
در پای هزار محنت افکند
عشق تو مرا، بدست بازی
از زلف تو وام گرد گوئی
شبهای فراق من، درازی
یک موی نمی سزد، که تا فرق
از محنت من پزیر بازی
زلف تو برآمد، آسمان گفت
هندوی تو من، به ترکتازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی درد و رنجی است که فرد در اثر عشق و دلتنگی احساس میکند. شاعر از شخصی میخواهد که به جای آه کشیدن و ناله کردن، خود را به آرامی بپذیرد و در عشق غرق شود. او اشاره میکند که اگر فردی در این مسیر احساس درد میکند، دلیل آن را نباید فقط بر دوش عشق بگذارد. در نهایت، شاعر به اهمیت خودشناسی و جستجوی مقام و جایگاه در زندگی اشاره میکند و میگوید که باید با اعتماد به نفس در مسیر خود پیش برود.