نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای دل آخر تا کی این دیوانگی

هر زمانی با من‌ات بیگانگی

خود گرفتم، یار شمع مجلس است

بر تو واجب نیست، این پروانگی

دام او را، مرغ کشتی بس بُوَد

مرغ او را کرد خواهی دانگی

کی شود معشوق دست آموز تو

او چنان وحشی، تو زینسان خانگی

آفتابی بر فلک خرمن زده است

ذره این جا کیست از بی‌مایگی

تهمت زنجیر او، بر در زده است

حلقه‌وار از حلقه‌ی فرزانگی

تهمت زنجیر با دیوانگان

خود عجب حرفی است، از دیوانگی

بس که افسون‌ها به گوشت کرد اثیر

در زبان این و آن افسانگی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های عشق و دلدادگی اشاره دارد. شاعر با زبان تصویرسازی، توصیفاتی از عشق و خواستنی‌هایی که برای محبوبش دارد، ارائه می‌دهد. از زلف و لب محبوب شروع می‌کند و این که چگونه هر چیز زیبا و باارزش به عشق و زیبایی او نسبت داده می‌شود. شاعر همچنین به احساسات عمیق و دل‌تنگی‌هایی که در پی عشق به وجود می‌آید اشاره می‌کند و در نهایت بر شکست‌های ممکن در روابط عاطفی تاکید می‌کند. به طور کلی، شعر بیانگر تجربه‌های عاشقانه و نوسانات احساسی مرتبط با آن است.