نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در کار تو از دست بشد عهد جوانی

من سوخته زین غصه، نماندم، تو بمانی

با آنکه من از عشق تو رسوای جهانم

هم راضیم اندی، که تو زیبای جهانی

رحم آر، چو دیدی که منم این نه، حبیبم

شکرانه‌ی آن را که نه آنی که چنانی

نی نی برو از تنگدلان یاد میاور

آن ناز تو را بس که تو خود تنگ‌دهانی

هجر دهن تنگ تو اکنون که ضروری است

بگذار به ما تنگ دل ما به نشانی

صد عهد به بستی و هم آنگه بشکستی

ما را به از این بود به عهد تو گمانی

گفتی گل رخساره ی من خاص تو باشد

دیدی که چو سوسن به سزا جمله زبانی

بردی دل بیچاره اثیر از سر شوخی

خوش باش که گر جان ببری، هم دل و جانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های یک معشوق می‌پردازد و اشاره دارد که چگونه معشوق می‌تواند احساسات و شور و شوق را در دیگران برانگیزد. شاعر از تشبیهات مختلفی استفاده می‌کند، همچون گل، عنبر، سنبل، نرگس و شکر برای تشریح ویژگی‌های منحصر به فرد معشوق. او به قدرت جادویی چشمان معشوق و تاثیر آن بر دل و جان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این زیبایی‌ها چگونه می‌توانند احساسات عشق و اشتیاق را در دیگران زنده کنند. به‌طور کلی، شعر به عواطف عمیق و زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق اشاره دارد.