شمارهٔ ۱۷۵ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
بر گل چو مثال عنبر انگیزی
در روم ز زنگ لشگر انگیزی
گه سنبل بسته را بشورانی
تا آفت شور دیگر انگیزی
گه نرگس مست را، بخوابانی
تا فتنهی خفته را برانگیزی
گه سحر دهی به چشم جادویش
گه بیضهی عاج عنبر انگیزی
گه رنج آری، به چهره ی نازک
گه بر رهِ آب، آذر انگیزی
چون عرض دهی ز لعل خود لولو
حالی ز وجود ما، زر انگیزی
این طرفه که شکر حدیث آری
وانگه ز حدیث شکرانگیزی
از حلقه گوش در نطاق شب
بر صبح هلال لاغر انگیزی
در چنبر مه، چو مار در جبین آری
بر مهرهی مه مزور انگیزی
در چشمه چشمها سرشک آب
اغلب ز چه نکون بر انگیزی
آب انگیزی ز چشمها لیکن
از چشم اثیر آذر انگیزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و کمال معشوق اشاره دارد و بیان میکند که جمال و خوبی او در بالاترین مرتبه است. شاعر به توصیف معشوق میپردازد و میگوید حتی اگر در گلزارها به جستجوی زیبایی بروی، مشابهی به او پیدا نخواهی کرد. همچنین به این نکته اشاره دارد که زبان گلها نیز در وصف زیبایی او ناتوان است و در نهایت از او وفا میطلبد، اما به نظر میرسد معشوق در این مورد بیاعتنا است. شاعر در نهایت به غم عشق و جذابیت نگاه معشوق اشاره میکند که همچون نیرویی قوی بر دل عاشق اثر میگذارد.