شمارهٔ ۱۸۰ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
چون گشت رخ چمن دل آرای
وقت است به عیش کن دلا، رای
بفزود جمال باغ، در ده
آن انده کاه شادی افزای
آراسته شد ز گل در و دشت
برخیز و صبوح را بیارای
آرایش جان می است و معشوق
یک ساعت از این دو، برمیاسای
خط هوس از میانه بردار
گوی طرب از وجود بربای
پیش از تو ببین چه آس کشتند
در دور سپهر عمرفرسای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وفاداری و عشق سخن میگوید. شاعر به محبوب خود میگوید که اگر او وفادار باشد، تمام جهان به او تعلق دارد و تمام خوشیها به نام اوست. همچنین، شاعر آرزو میکند که محبوبش بخواهد و دلش را در دام عشق بگذارد. در پایان، شاعر به بیوفایی روزگار و تقدیر اشاره میکند و میگوید که اگر دل محبوب بر وفا باشد، پاسخ زمانه را خواهد داد. در کل، شعر نشاندهنده احساسات عمیق و آرزوی ارتباطی صادقانه است.