شمارهٔ ۱۸۲ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مشک می رنگ، بر سمن چه زنی
شب دیرند، بر بدن چه زنی
با سپه زنگ سرکشی چه کنی
خیمه بر دامن ختن چه زنی
تو مهی ای پسر برهنه بهی
بر تن از ابر پیرهن چه زنی
باده، ده موسم است سرچه کشی
بوسه ده فرصت است تن چه زنی
بر رخ و عارضش رسید اثیر
شعر در وصف یاسمن چه زنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توصیف زیباییها و جلوههای ظاهری فردی میپردازد که به مانند صبح، رویی زیبا و دلربا دارد. شاعر از طریق تشبیههای گوناگون به تصویر کشیدن جذابیت این شخص، به شکوفایی و طراوت اشاره میکند. او از حالتها و صفات مختلف مانند ابرو، موی زیبا و چهره روشن سخن میگوید و به نوعی زیبایی او را با عناصر طبیعی مانند لاله و زلف مشکی مقایسه میکند. همچنین، اشاره به اثرات عواطف و آتش عشق در قلبش نیز وجود دارد. در نهایت، شاعر به اهمیت و ارزش این زیباییها و تاثیرات آن بر روح و روان انسان اشاره میکند.