شمارهٔ ۱۸۱ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گرد ماه از زلف عنبر مینهی
پیش جان از لعل شکر مینهی
حلقه در گوش دو زنجیر توام
از چهام چون حلقه بر در مینهی
بر گل روی تو عشق آوردهام
هر دمم زان خار دیگر مینهی
چهرهٔ زردم به خون گردی نگار
سکهها نیکو بر این زر مینهی
باقد جلدی که در پرواز عشق
سست بالان را بدان درمینهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از حالتی ناتوانی حرف میزند و به همراه رفیقش به بوستانی میرود. در اینجا زیباییهای طبیعی را توصیف میکند، از لالهها و گلستانها گرفته تا درختان که مانند عروسان زیبا به نظر میرسند. او زیبایی باغ را میبیند و به این نتیجه میرسد که چنین باغی، که نیازی به باغبان ندارد، در دنیا وجود ندارد. شاعر با توصیف این مناظر، احساس شگفتی و شادی خود را ابراز میکند.