نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

به تن بودم امروز چون ناتوانی

شدم با رفیقی سوی بوستانی

ز هر سو که کردم سوی لاله‌زاری

به هر سو که کردم نظر گلستانی

درختان بستان عروسان و هریک

گشاد از زمین لاله‌گون بر بیانی

ز نیلوفری آسمان گوی سبزی

چو صحرا شده روی بر آبدانی

چو دیدم من این صفه‌های عجایب

یقین شد مرا صورت هر گمانی

از این باغ بهتر چه باشد به عالم

که هم هست مستغنی از باغبانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی که در آن شاعر از درد و رنج قلبی‌اش می‌گوید، به بیان احساسات عمیق و ناامیدی‌اش نسبت به عشق و خیانت می‌پردازد. دل او که شبیه شیشه نازک است، به راحتی آسیب می‌بیند و به خاطر غم و جفاهایی که متحمل شده، در رنج است. او از تأثیرات منفی عشق بر جانش می‌گوید و اشاره می‌کند که در ابتدا همه چیز را با خوشحالی پذیرفته اما بعدها غم و اندوه به سراغش آمده است. در نهایت، شاعر به بی‌تفاوتی و بی‌احتیاطی معشوق اشاره می‌کند و از درد‌هایش شکایت دارد.