نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۵ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

صبحدم آن روی چون نگار چه شوئی؟

ابر نه‌ای روی لاله زار چه شوئی؟

آب حیات است غبغب تو فسرده

پس تو بدین آب خاکسار چه شوئی؟

جوشن شمشاد لاله بوی چه بندی؟

صدره نسرین کامکار چه شوئی؟

آتش روی تو در پناه خم زلف

هست به زنهار زینهار چه شوئی

مشک ز ثاثیر نم به باد دهد بوی

پس تو دو زلفین مشکبار چه شوئی؟

گیسوی شام سیاهگار چه سایی؟

چهره‌ی  صبح سفید کار چه شوئی؟

ترک تتاری مزاج مشک شناسی

مشک تتاری به پود و تار چه شوئی؟

آتش این سینه شو که زود نمیرد

آتش آن روی آبدار چه شوئی؟

روی تو مینوست آشکار چه داری؟

گیر که میدادی آشکار چه شوئی؟

نم زد و چشم اثیر بر، که دو چشمه است

زلف به هر آب بد گوار چه شوئی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد و می‌گوید که چگونه زیبایی معشوقش بر تمام زیبایی‌های دیگر برتری دارد. او از تضادهای زیبا و ناپسند در عشق سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را نسبت به معشوقش بیان می‌کند. شاعر به تاثیر عشق بر وجود خود اشاره دارد و تأکید می‌کند که نمی‌تواند از معشوق خود جدا شود و تمام زیبایی‌ها و لذت‌ها را در او می‌بیند. در نهایت، عشق را یک حقیقت مسلم و شناخته شده می‌داند که همه به آن آگاهند.