شمارهٔ ۱۸۷ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
بس کین دل زار ریش کردی
گفتم زینهار بیش کردی
دل شیشه نازک و غمت سنگ
آسان شکند چو ریش کردی
فرمان هوای خویشتن را
بر تیر جفا چو کیش کردی
وین طرفه که در کنام شیران
خونریز به چشم میش کردی
خورشیدی و در دل نژندم
خاصیت ماه و جیش کردی
اول همه نوش عرضه کردم
پس زود به غم سریش کردی
این جان سریش باز کرده
پس زود ز غم سپریش کردی
خون میخور و با جفاش میساز
کین کار بدست خویش کردی
دوش از طرب خیال بر سر
بر باد خرد پریش کردی
چون پیش اثیر خود رسیدی
بی باکی و عشوه بیش کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و اشعار شاعرانهای درباره عشق و سر زندگی مطرح میکند. شاعر با توصیف لبهای معشوق و زیبایی چهرهاش، او را به عنوان منبع شادی و طرب معرفی میکند. همچنین، انتقال احساسات عشق و غم را به خوبی به تصویر میکشد و بیان میکند که عشق میتواند غم را از بین ببرد و شادی را به ارمغان آورد. در کل، شعر به تجلی زیبایی و شادابی در کنار عشق و احساسات عمیق میپردازد.