نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۸ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کره مشک بر سمن چه زنی

لشکر زنگ بر ختن چه زنی

چون ز لعل تو بوسه‌ای طلبم

بر شکر لولو عدن چه زنی

صد کریبان دریده است از تو

چاک بر طرف پیرهن چه زنی

چون تو گوئی که جان نفس نزنم

من چه گویم که بوسه تن چه زنی

بر لب اوست خط اجره‌ای تو

دست بر زلف پرشکن چه زنی

عاشقی ای اثیر و یارت اوست

همه دانند لا ولن چه زنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک معشوق است که شاعر به آن اشاره می‌کند. شاعر از معشوقش، که به عنوان شمع دل‌ها توصیف می‌شود، می‌پرسد که تا کجا می‌تواند با او باشد. او زیبایی‌های ظاهری او را توصیف کرده و در عین حال احساسات عمیق خود را نسبت به او ابراز می‌کند. شاعر همچنین به نقش معشوق در زندگی‌اش و تأثیری که بر احساسات و وجودش دارد اشاره می‌کند و در نهایت در می‌یابیم که این عشق فراتر از مرزها و زمان‌هاست.