شمارهٔ ۱۹۲ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زهی چتر قمر طرف کلاهت
به غلطاق سحر زلف سیاهت
غلامی را قبا کوتاه کرده
هزاران خسرو صاحب کلاهت
اگر زلفت بجنباند نسیمی
شود بر جان خون آلود آهت
به بزم اختران شو تا ببینی
فلک مسند نهد بر پیشگاهت
به خدمت برمیان بندند جانها
چو دیگر بندگان خورشید و ماهت
به معصومان درافتد غلغل اینک
چو عصمت را بیاراید گناهت
جهان خاص گردد خاصه اکنون
که میر خوبرویان، خواند شاهت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز عشق و دلتنگی شاعر میپردازد. شاعر احساسات خود را نسبت به محبوبش بیان کرده و از درد و غم ناشی از دوری و جدایی سخن میگوید. او به قدرت و زیبایی محبوب اشاره میکند و در عین حال از حسادت و ظلمی که از دیگران میبیند، گلایه دارد. در نهایت، شاعر با تأکید بر عشق عمیق خود، از محبوب میخواهد که به او توجه کند و به او نگاه کند تا دردهایش تسکین یابند.