نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ازفلک آن ماه کون آمده است

یا پری از پرده برون آمده است

صبر من از هیچ کم آید از آنک

حسن وی از بیش فزون آمده است

چاه نگونسار زنخدانش را

چشمه‌ی حیوان ز درون آمده است

آب کره بسته ببین غبغبش

گویی از آن چاه برون آمده است

دام گل و دانه جانش بهم

من چه دهم شرح که چون آمده است

مرغ دلم در همه عالم کجاست

کاو، نه در آن دام زبون آمده است

آنکه شکارش چو اثیری بود

دانکه چه بر بند و فسون آمده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جاذبه‌ای افسانه‌ای است که از طرف محبوب به شاعر می‌رسد. شاعر از ظهور محبوبش، که به مانند ماه یا پری از آسمان آمده، سخن می‌گوید و بیان می‌کند که زیبایی او هر چه بیشتر می‌شود، صبر شاعر هم کمتر می‌گردد. همچنین، شاعر به زیبایی‌های چهره محبوب و اثرات آن بر خود اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که دلش در جستجوی آن محبوب است و نمی‌تواند توصیف کند که چگونه چنین جاذبه‌ای در او وجود دارد. در نهایت، شاعر به راز و فریبی که در عشق وجود دارد، اشاره می‌کند و از کشش بسیار قوی آن یاد می‌کند.