نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

محرم عشق را حکایت نیست

همره راز تو روایت نیست

گرچه آهنگ خون من داری

آه را زهره شکایت نیست

نوک مژگانت ناوکی آهینحت

هیچکس را از او سعایت نیست

روی تو هر صفی نزد که بر او

سرنگون صد هزار رایت نیست

نتوانم نشاند فتنه تو

بر جهانی مرا ولایت نیست

زخم حمله چه بر اثیر زدن

گرچه قصد است بی عنایت نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حس عشق و شوق عاشق به معشوق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که عشق حقیقتی عمیق و غیر قابل توصیف است و نمی‌توان به راحتی از آن سخن گفت. هرچند احساسات شدیدی نسبت به معشوق دارد، اما نمی‌تواند فتنه و آشفتگی ناشی از آن را بر جهان تحمیل کند. همچنین، اشاره می‌کند که زخم‌های ناشی از این عشق نیز غیرقابل تصور و دردناک است، اما در نهایت به نوعی ناامیدی از رسیدن به‌آن احساس می‌رسد.