نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هیچ، دردی به تو ای مایه درمان مرساد

هیچ، گردی به تو ای چشمه حیوان مرساد

روشن است اینکه تو ماهی و سمند تو سپهر

به چنین ماه سپهر، آفت دوران مرساد

بنده ی آن دهنم، از بن دندان که بدو

هیچکس را بجز از من، سر دندان مرساد

یا رب آن لب، چو، به عشاق سبکدل برسند

غبن باشد به رقیبان گران جان مرساد

آنچه در عشق، بجان من سر گشته رسید

اثر آن ز دهان بر لب و دندان مرساد

یوسف حسنی و من سوخته ی یعقوبم

من و غم خانه، تورا نکبت زندان مرساد

چه بود گرخم زلف تو بپای تو، رسد

بر دل من غم هجر تو بپایان مرساد

گرچه در عالم جان والی بیدادگری

قصهٔ درد اثیر از تو به سلطان مرساد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و شوقی عمیق نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر در آن بیان می‌کند که هیچ دردی به معشوقش نمی‌رسد و او منبع زندگی و امید است. او معشوق را به ماه و سمند نسبت می‌دهد و می‌گوید که هیچ‌کس جز او لایق چنین عشق و توجهی نیست. شاعر از عشق و دلتنگی‌های خود می‌گوید و از غم دوری معشوق به شدت رنج می‌برد. در نهایت، شاعر به حسرت و درد ناشی از جدایی اشاره می‌کند و می‌گوید که قصه درد عاشقانه‌اش به گوش سلاطین نیز می‌رسد. شعر به خوبی احساسات عاطفی و عشق عمیق را به تصویر می‌کشد.