شمارهٔ ۳۵ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرکه دل بر سرو بالائی نهد
بر سر هر آرزو پائی نهد
جمله برخیزد ز راه خویشتن
آنکه سر در راه سودائی نهد
دل بپردازد زهر رائی که هست
پس بیارد بر دل آرائی نهد
برنگین جان معمائی کند
پس براو موم تمنائی نهد
در حریم گوهر دل، هر شبی
از سرشک دیده دریائی نهد
در بدن هرچند شیدائی کند
پیرهن را نام شیدائی نهد
تن بسوزد سوخته خاکی کند
چشم را بر روی زیبائی نهد
زیر هر برگ از گل رخسار او
خود بخود باغ تماشائی نهد
وز خطا او بر سر منشور عشق
رسم توقیعی بطغرائی نهد
طیلسان عقل در پا افکند
زاهدی را نام رسوائی نهد
لاتکف بر نقد امروزی کشد
لامکن در پای فردائی نهد
ناتوانی می نهد او را ولیک
دست بر کتف توانائی نهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و آرزوها اشاره دارد و بیانگر این است که هر کسی که دلش را به زیبایی و آرزویی بسپارد، به سمت آن حرکت میکند. شاعر میگوید که انسان باید از مسیر خود برخیزد و به آرزوهایش بپردازد. دل آدمی باید از اندیشههای غیر مفید رها شود و به سمت آرزوهای حقیقی برود. همچنین، عشق و زیبایی در طبیعت و درونیات انسان میتوانند سوزاننده و تحریککننده باشند و این امر موجب میشود که انسان تلاش کند تا به عشق و زیبایی دست یابد. در نهایت، این شعر به تقابل میان ناتوانی و توانایی اشاره دارد و نشان میدهد که حتی در سختیها، امید و تلاش برای رسیدن به آرزوها نباید از بین برود.