نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

روی تو، ممالک جهان ارزد

وصل تو، حیات جاودان ارزد

زان لعل که صد هزار دل دارد

یک بوسه بصد هزار جان ارزد

نام چو منی همی بری خه خه

این نام بدین لب و دهان ارزد

جان، بندگی تو را کمر در بست

انصاف بده که رایگان ارزد

چشم افکندم بدان گل عارض

تا خود به هزار بوستان ارزد

دل گفت اثیر اگر بصر داری

نیکو بنگر که بیش از آن ارزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و ارزش عشق و وصال معشوق اشاره می‌کند. او می‌گوید که وجود معشوق در تمام جهان ارزشمند است و وصال او به حیات ابدی می‌ماند. بوسه‌ای از معشوق به اندازه صد هزار جان ارزش دارد و نام او نیز به آرزوهای دل می‌ارزد. شاعر از معشوق خود طلب انصاف می‌کند که در برابر عشقش چیزی درخواست نکند. همچنین، او به زیبایی و عطری که از دلبرش جاری است اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که با دیده‌ی خود بر زیبایی‌ها بنگرد. به‌طور کلی، عشق و زیبایی معشوق را چنان باارزش می‌داند که هر تلاش و حسرتی بابت آن ارزشمند است.