شمارهٔ ۳۸ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
دوستی یکدل و دمساز نماند
مونس محرم و همراز نماند
تاز ده بر هدف سینه ما
چرخ را هیچ یک انداز نماند
گر یکی راست زبانی چوعیار
که چو زر در دهن کز بماند
گرچه ز آسایش در روی زمین
نای کردار جز آواز نماند
هم نماند غم و محنت باکس
جاودان چون طرب و نازنماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون دوستی، راز و نیاز، و گذر زمان میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچ دوستی واقعی و همراه دائم نمیماند و هیچ چیزی در این دنیا پایدار نیست. او اشاره میکند که حتی اگر کسی راستگو باشد، زمان و دنیا همچنان در حال چرخشند و چیزی ثابت نمیماند. در نهایت، نیکویی و شادمانی نیز همیشگی نیستند و غم و محنت نیز همواره همراه انسان نخواهد بود.