شمارهٔ ۴ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مدامم ده، که ایامم مدام است
شکار عیش را، ایام دام است
بیاور بادهای، کز وی دو قطره
خرابی دو عالم را تمام است
چه در بند حریفی، باده را باش
حریفی بادهات آسوده جام است
ز هشیاری به مستی، راه دور است
ز مستی تا به هشیاری، دو گام است
اگر عقل است بر جانت عقال است
وگر شرع است بر طبعت زمام است
کسی کاین بندها بگشاید از تو
نه پیوندی در او، گوئی حرام است
ندانم، تا ورای سازگاری
گناه بادهٔ مسکین کدام است
تو گر تندی ز نخوت، باده تند است
تو گر رامی ز الفت، باده رام است
وگر جنسی همی جوئی موافق
قدم در نه تو خامی، باده خام است
به می مطلق شود هر کو اسیر است
به می بالغ شود هر کو غلام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زندگی و لذتهای آن میپردازد. شاعر به ما هشدار میدهد که زمان به سرعت میگذرد و فرصتها محدودند. او از خواننده میخواهد که لذت را از زندگی دریغ نکند و با نوشیدن یک لیوان شراب، غم و اندوه دنیای دو عالم را فراموش کند. شاعر دلمشغولی به هشیاری و عقل را توصیه نمیکند و میگوید که باید بین مستی و هشیاری تعادل برقرار کرد. او همچنین به بندهایی که بر عقل و شرع تأثیر میگذارند، اشاره میکند و میگوید کسی که این بندها را بشکند، دیگر نیازی به پیوند ندارد. در نهایت، شاعر تاکید میکند که نوع رابطه ما با باده میتواند بر کیفیت تجربهمان تأثیر بگذارد و هر کس با توجه به وضعیت روحیاش میتواند از باده بهرهمند شود.