شمارهٔ ۸ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شکر ز لعل تو دَر لولوی خوشاب شکست
صبا به زلف تو ناموس مشک ناب شکست
شب شکسته چو در موکب مه تو براند
مه از کمال کرشمه بر آفتاب شکست
دو جزع ما، چو گهربار گشت مهر عقیق
لبت به خندهٔ خوش بر دُر خوشاب شکست
کباب دیدهٔ دلریش ما، بر آتش غم
لب تو هم نمکی تازه، بر کباب شکست
براتدار عذار تو خطِ هندی ترک
به ناشناخته این در دل خراب شکست
غلام آن خط مشکم که گوئی از عمدا
کسی خیال خطا در دل صواب شکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر از شکستن دلانگیزیهای معشوق، از جمله موها و لبان او، صحبت میکند و تصویرگریهای شاعرانهای را در قالب تشبیهات مختلف ارائه میکند. او معشوق را به مانند صبحی زیبا و شگفتانگیز توصیف میکند که به آفتاب میتابد و همه چیز را تحت تأثیر زیبایی خود قرار میدهد. در نهایت، او به زیبایی خط معشوق اشاره میکند و از اینکه این خط دل را میبرد، ابراز حیرت و عشق میکند.整体ا شعر به توصیف عشق و زیباییهای معشوق پرداخته است.