نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه سوگندان خوری، که‌اکنون نکوتر دارمت

من نیم ز آن‌ها، بحمدالله که باور دارمت

شه رخی خوردم به هر چَم بود، اکنون خوش‌تر آنک

عشق می‌گوید کزین صد لَعب دیگر دارمت

ای که همچون خاک راهم، زیر پای آورده‌ای

گر مرا دستی بود، با جان برابر دارمت

همچو نور خور، تو را بر دیده منزلگه کنم

حیله این باشد چو بتوانم که درخور دارمت

گویمت همسایهٔ وصلم بخواهی داشتن

گوی از یک خان و مان داری پر از زر دارمت

زر مگر معذور داری، لیک از دریای طبع

گر اجازت می‌دهی تا غرق گوهر دارمت

دست بر هم می‌زدی دیروز و می‌گفتی اثیر

گر جهانت بفکند من حاضرم بردارمت

گر هزاران آیت و افسون به من برخوانده‌ای

با مَنَت این درنگیرد، چون من از بردارمت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارتباط عمیق با معشوق نوشته شده است. شاعر به بیان احساسات خود می‌پردازد و از قدرت عشق و احساسی که نسبت به معشوق دارد، سخن می‌گوید. او به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و از ارتباط نزدیک و عاطفی که می‌خواهد با او داشته باشد، صحبت می‌کند. در عین حال، شاعر از عشق به عنوان یک نیروی پرقدرت یاد می‌کند که بر تمام جنبه‌های زندگی‌اش تأثیر می‌گذارد و او را به سمت معشوق می‌کشاند. شاعر همچنین از موانع و چالش‌هایی که ممکن است بر سر راه ارتباطش با معشوق وجود داشته باشد، صحبت می‌کند و ابراز امیدواری می‌کند که در نهایت بتواند به وصال او برسد.