شمارهٔ ۴۰ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خیمه در کوی یار خواهم زد
در آن غمگسار خواهم زد
با جنیبت گشان نوبت وصل
پای بر روزگار خواهم زد
اولین تازیانه ئی که زنم
بر سر انتظار خواهم زد
با رخ خویش و خط اولکدی
در خزان و بهار خواهم زد
باز بر بام عالم از نخوت
علمی آشکار خواهم زد
خاک در چشم باد خواهم ریخت
آب بر روی نار خواهم زد
پشت پای کمال در ره عشق
بر رخ فخر و عار خواهم زد
دو جهان را چو بشکنم با خود
همه در کارزار خواهم زد
هر اثر کز اثیر خواهد ماند
جز سخن بر کنار خواهم زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده اراده و استقامت شاعر در عشق و پیوند با معشوق است. او میخواهد در جایی که محبوبش قرار دارد، خیمه بزند و در این فضای غمانگیز، با امید و اشتیاق به وصال بپردازد. شاعر با بیان عواطف و احساساتش از انتظار، تلاش برای برقراری ارتباط و در واقع مقابله با مشکلات و ناملایمات زندگی، تجلی مییابد. او به تبیین قدرت عشق و این که چگونه میتواند بر تمام موانع غلبه کند، میپردازد. به طور کلی، این شعر نماد عزمی راسخ در پی عشق و خواست برقراری ارتباط عمیق است.