نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد

هر سلسله زندان دلی تافته باشد

هرجا که بجوئید زجانهای عزیزان

در هر شکن آرامگهی یافته باشد

صد بار بگفتم مکن ای دل مرو آنجا

کان ره نه به پای چو توئی بافته باشد

بر گنبد طرار منه چشم که ناکاه

تا در نگری جیب تو بشکافته باشد

صد نامه سر بسته بخوانی و ندانی

کانجا سخن از کاغذ سر تافته باشد

در راه سر گمشده ئی کم چو اثیر است

آنکس که بتو هم بتو بشتافته باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره پیچیدگی و دشواری‌های ارتباط با احساسات و دلبستگی‌هاست. شاعر با استعاره‌هایی از زنجیر و زندان به توصیف دل و روح انسانی می‌پردازد و هشدار می‌دهد که برخی مسیرها برای دل‌هایی مثل دل تو مناسب نیستند. او به ما یادآوری می‌کند که در جستجوی عزیزان، هر جا که برویم، ممکن است آرامش را پیدا کنیم. همچنین اشاره می‌کند که برخی اطلاعات و احساسات ممکن است به راحتی قابل درک نباشند و هرچه در تلاش هستیم، ممکن است چیزها متفاوت از آن‌چه به نظر می‌رسند، باشند. در نهايت، شاعر به ارتباط عمیق و پیچیده بین احساسات و جستجو برای حقیقت می‌پردازد؛ حقیقتی که گاهی اوقات فراتر از آنچه قابل مشاهده است، وجود دارد.