نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جهان پیر باز از دست نیسان خرقه می‌پوشد

مبارک بادش ار بر دُردخواران زهد نفروشد

قبای سبزه می‌بینی صبا کسوت همی‌دوزد

ردای سرو می‌دانی چمن خلعت همی‌پوشد

شکوفه زیر لب بر ساغر خیری همی‌خندد

چو می‌بیند که اسباب طرب نرگس همی‌نوشد

کشیده تیغ عصیان سرخ بید و شوخ می‌آید

به خنده گل همی‌گرید مگر خونش همی‌جوشد

نسیم از شاخ منبر می‌کند وز فاخته قاری

خدایش یار بادا، گر برای دین همی‌کوشد

زبان از نوحه بربندد سحرگه بلبل عاشق

اگر یک آه خون‌آلود این بیچاره بنیوشد

ولیکن ز آن همی‌ترسم که بلبل چون فروماند

به درگاه شه آید و ز اثیر خسته بخروشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و حال و هوای آن در فصل بهار می‌پردازد. شاعر به زیبایی شکوفه‌ها و سرسبزی گل‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این زیبایی‌ها سبب شادی و طرب در دل‌ها می‌شوند. همچنین به تضاد میان زیبایی و غم نیز اشاره می‌کند؛ مثلاً بلبل عاشق که در حال نوحه‌خوانی است و ناله می‌کند، شاید به خاطر جدایی و رنج است. در کل، این شعر تجلی‌گاه ارتباط عمیق انسان با طبیعت و احساسات متضاد درونش است.