نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یار دست جور در جان می‌کند

زانکه کار جان به مرجان می‌کند

ناوک مژگان کافر مذهبش

رخنه در شمشیر ایمان می‌کند

حلقه‌ی زنجیر زلفش هرشبی

آفتابی را به زندان می‌کند

هر که او دامن به مهرش باز داد

خون خلقش بر گریبان می‌کند

کافری‌های دو زلفش هردمی

قصد جان صد مسلمان می‌کند

هر دو عالم برنمی‌گیرد به جنس

چون بهای بوسه ارزان می‌کند

نیم‌صبری بی‌لب و دندانش دل

از بن سی و دو دندان می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف قدرت و تأثیر عشقی می‌پردازد که ناشی از زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف ویژگی‌های معشوق می‌پردازد که چشمانش مانند تیرهای شلیک شده بر دل عاشقان اثر می‌گذارد و زلفش همچون زنجیری آزاردهنده است. هر کس که به او علاقه‌مند شود، در واقع خود را در خطر می‌بیند. شاعر به منظور بیان این احساسات از تصاویری چون زندان و شمشیر استفاده می‌کند و به طور کلی نشان می‌دهد که عشق و زیبایی می‌تواند همزمان دلپذیر و دردآور باشد.