نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر محتشمی پایه‌ی عشق تو ندارد

هر پر جگری تاب عتاب تو نیارد

زودا که شود در خم چوگان بلاگوی

آن سر که سرش ناخن سودای تو یارد

در باغ امل عشق تو پاداش اجل شد

هرکس دِرَود هرچه در آنجا که بکارد

بیداد کنی بر من و یک بار نپرسی

زآن کو، چو تو بیداد کنی، بر تو گمارد

یکتا شده‌ام پشت الف‌وار ولیکن

پیش تو چه گویم که الف هیچ ندارد

گر زآن که گران بشمری این پایه نگویی

تا عشق تو ما را ز بزرگان بشمارد

او را چه زیان دارد اگر نقش اثیری

از سنگ فرو ریزد و بر آب نگارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق عشق و دشواری‌های آن است. شاعر احساس می‌کند که تنها کسانی که ظرفیت عشق و عاطفه را دارند، می‌توانند با چالش‌های آن کنار بیایند. او نسبت به بی‌توجهی و بیداد معشوق ابراز ناامیدی می‌کند و از تنهایی خود در مواجهه با عشق می‌گوید. همچنین، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که حتی اگر او به اندازه‌ای بزرگ شمرده نشود، عشقش همچنان ارزشمند است و در نهایت، عشق ممکن است بر تمامی موانع غلبه کند.