نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند

مردانه‌وار سود و زیان را همی‌زند

با هجر تو حریف سه یک نقش‌ ... خوش

وان پاکباز هر دو جهان را همی‌زند

مائیم و نیم جانی در پای صد بلا

این بار دست پر زده آن را همی‌زند

الحق به سخت‌کوشی سستی نمی‌کند

دل می‌توان شناخت که جان را همی‌زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عواطف و آرزوهای خود برای وصال معشوق سخن می‌گوید. او به عشق و فراق اشاره می‌کند و از تحمل سختی‌ها و چالش‌ها می‌گوید. دلش با امید به وصال معشوق زنده است و با وجود تمام مشکلات، همچنان به تلاش ادامه می‌دهد. در نهایت، او به سخت‌کوشی و صداقت دل اشاره می‌کند که باعث می‌شود در برابر سختی‌ها ایستاده و امید خود را حفظ کند.