شمارهٔ ۸۱ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
باز دل در عشق رایی میزند
سنگ بر قفل بلایی میزند
از ملامت پشت دستی میخورد
بر سلامت پشت پایی میزند
تار اشکم بسته بر قد چو چنگ
خارج پرده نوایی میزند
زیر من زار است ترسم بگسلد
زانکه او بر نیمنایی میزند
عذر دارد گر ز من بیگانه شد
راه مهر آشنایی میزند
دست حکم او قوی کن تا به قهر
طبع سرکش را قفایی میزند
مطربی جستی درین نه طاق و بس
گرچه گه گه هوی و هایی میزند
بر سر افتاد از جهان نقد اثیر
هم چنان در کان روایی میزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع عشق و دلدادگی میپردازد. او احساسات و دردهای خود را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه عشق او را به شور و هیجان میآورد. از قفل و بلای عشق که به دست خود میزند، تا ملایمتهایی که از طرف دیگران دریافت میکند، همه نشاندهنده تنشها و چالشهایی است که در مسیر عشق با آن مواجه است. شاعر همچنین به نگاهی عمیق به خود و احساساتش نسبت به معشوق میپردازد و از خطراتی که ممکن است بر او تأثیر بگذارد صحبت میکند. در نهایت، عشق و امید به ارتباطی عمیق و واقعی را به تصویر میکشد.