شمارهٔ ۳ عمعق بخاری
عمعق بخاری / مقطعات و اشعار پراکنده / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آن نه زلفست آنکه او برعارض رخشان نهاد
صورت ظلمست کو بر عدل نوشروان نهاد
توبه و سوگند ما را تاب از هم باز کرد
زلف را تا تاب داد و بر رخ رخشان نهاد
بوسه گر بر سنگ بدهد سنگ گردد چون شکر
یا رب، این چندین حلاوت بر لبی نتوان نهاد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت زلف و چهره معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیبایی میتواند حتی بر عدل و انصاف تأثیر بگذارد. همچنین شاعر از چالشهای توبه و سوگند صحبت میکند و نشان میدهد که عشقی که به زلف معشوق وابسته است، مانع از دوری و دلشکستگی میشود. در نهایت، با بیان اینکه بوسه بر سنگ نیز میتواند به حلاوتی شبیه شکر تبدیل شود، به شدت جذابیت معشوق و تأثیر آن بر دل خود اشاره میکند.