نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ عمعق بخاری

عمعق بخاری / مقطعات و اشعار پراکنده / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گله‌ها دارم و نگویم از آنک

عشق را مُهر بر دهن باشد

عاشقان را چو کرم ابریشم

جامه هم گور و هم کفن باشد

عاشقی کز بلا بیندیشد

عاشق جان خویشتن باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دردها و مشکلات عاشقان صحبت می‌کند. او می‌گوید که عشق باعث می‌شود تا انسان نتواند گله‌ها و نارضایتی‌های خود را بیان کند. عاشقان مانند کرم ابریشم هستند که در پوست خود محبوسند و عشق برای آن‌ها هم می‌تواند نعمت و هم عذاب باشد. همچنین، عاشقانی که فقط به درد و رنج می‌اندیشند، در واقع جان خود را از دست می‌دهند و به نوعی در محدودیت قرار می‌گیرند.