شمارهٔ ۱۰ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای روی تو رخشندهتر از قبلهٔ زردشت
بیروی تو چون زلف تو گوژست مرا پشت
عشق تو مرا کشت و هوای تو مرا سوخت
جور تو مرا خست و جفای تو مرا کشت
هر چند همه جور و جفای تو کشیدم
هرگز نکنم مهر و وفای تو فرامشت
برخیز و بیا تا ز رخ و زلف تو امشب
پر لاله کنم دامن و پر مشک کنم مشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. او معشوق را از خورشید و قبله زردشت روشنتر میداند و بیان میکند که بدون حضور او، زندگیاش بیمعنا و آشفته است. عشق او باعث رنج و هلاکتش شده، اما باوجود تمام درد و بیوفایی که متحمل شده، هرگز محبتش را فراموش نخواهد کرد. شاعر از معشوق میخواهد که بیاید و لحظهای را با هم بگذرانند، زیرا او میخواهد دامنش را پر از گلهای زیبا کند و عشقش را ابراز کند.