نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امروز بتم تیغ جفا آخته دارد

خون دلم از دیده برون تاخته دارد

او را دلم آرامگه است و عجب این است

کارامگه خویش برانداخته دارد

صد مشعله از عشق برافروخته دارم

تا صد علم از حسن برافراخته دارد

جانم ببرد گر ز پی نرد بتازد

زیرا که از آغاز تو را باخته دارد

صد سلسله دارد ز ‌شبه ساخته برسیم

وان سلسله گویی که مرا ساخته دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنجی که ناشی از عشق و محبوب است سخن می‌گوید. او به زیبایی و جفاهای معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که دلش به شدت دچار درد و خونریزی است. شاعر از چالش‌های عشق و وابستگی به معشوق صحبت می‌کند و از وجود مشعل‌های عشق در دلش یاد می‌کند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که از ابتدا خود را در دام عشق معشوق انداخته است و حالا معشوق، زندگی و دلش را شکل داده است. این پاراگراف به وضوح نشان‌دهنده عمق احساسات شاعر و تأثیر عشق بر زندگی اوست.