نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد

یک باره سمن برگ به شمشاد نهان‌کرد

تا ساده زَنَخ بود همه قصد به ‌دل داشت

واکنون که خط آورد همه قصد به‌جان کرد

چون زلف به خم بود مرا پشت به‌ خم‌ کرد

چون تنگ دهان بود مرا تنگ جهان کرد

دل بسته مرا باز بدان بند کمرکرد

خون بسته مرا باز بدان بسته میان‌کرد

گفتم که‌ کمر باز کنی طبع دژم‌ کرد

گفتم که مرا بوسه دهی روی‌گران‌کرد

در جستم و بگرفتم و بنشاندم و گفتم

یارب زچنین روی نکو صبر توان کرد!

صد بوسه زدم بر دهن و زلفش وگفتم

صد شکر مرآن راکه چنین زلف و دهان‌کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در اینجا به توصیف زیبایی یک معشوق می‌پردازد که با حرکات و نشانه‌های خود، دل شاعر را تسخیر کرده است. او از زیبایی‌های چهره و زلف‌هایش سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که این زیبایی‌ها باعث شده‌اند تا احساسات عمیق‌تری در دل او شکل گیرد. در نهایت، شاعر از توانایی خود در تحمل این عشق و زیبایی سخن می‌گوید و از خداوند بابت چنین معشوقی شکرگزاری می‌کند.