شمارهٔ ۱۷ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد
خط آمد وکنارهٔ ماهش سیاه کرد
آن خط مشک بوی که بر عارضش دمید
بر گل سپاه مورچه گویی که راه کرد
چیره شدیم ما به گنه بر به عشق از آنک
صد ره به عجز توبهٔ ما را تباهکرد
وز توبه برکنار فتادیم از آنکه او
رخسارگان چو توبهٔ ما را سیاه کرد
بنمود بامداد زخرگاه روی خویش
خیره بماند هرکه به رویش نگاه کرد
بس طبع را که چشم نژندش نژند کرد
بس پشت را که زلف دوتاهش دو تاه کرد
زان پیش کافتاب برآورد سر زکوه
چون آفتاب روی به ایوان شاه کرد
شاه بزرگوار ملکسنجر آنکه بخت
او را سزای مملکت و تاج وگاه کرد
خواند خلیفه ناصر دینش زبهر آنک
هر جاکه رفت نصرت دین اِلهکرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیبایی شناسی و تجلی معانی عمیق در عشق و توبه پرداخته است. شاعر به توصیف شخصیتی معنوی و زیبا میپردازد که با ویژگیهای ظاهری و باطنی خود تأثیر عمیقی بر دیگران میگذارد. او به سرزنش خود به خاطر گناهان و توبهاش اشاره کرده و بیان میکند که عشق واقعی باعث شده است تا حتی تلاشهایش برای اصلاح خود ناکام بماند. در ادامه شاعر به هماهنگی خورشید و حضور شاهی بزرگوار به نام ملک سنجر اشاره میکند که به داوری و حمایت از دین الهی میپردازد. به طور کلی، شعر به تضاد بین زیبایی، عشق، خطا و تلاش برای بازگشت به مسیر درست میپردازد.