شمارهٔ ۲ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا
مگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا
به محالی و خطائی که تو را هست خیال
خط مکش بر من و بیهوده میازار مرا
چند گویی که به یکبار زبونگیر شدی
من زبونم تو زبانگیر مپندار مرا
از همه خلق من امروز خریدار توام
گرچه هستند همه خلق خریدار مرا
تو شناسی که به جز من نسزد جفت تو را
من شناسم که به جز تو نسزد یار مرا
تا طلبکار سر زلف تو باشد دل من
با تو باشد به همه حال سروکار مرا
آیم ای دوست به نزدیک تو بارم ندهی
خود دلت بار دهد تا ندهی بار مرا
گر همی با من دلخسته تلطف نکنی
به تکلف چه دهی عشوهٔ بسیار مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم عشق و بیوفایی است. شاعر از معشوق درخواست میکند که او را تنها نگذارد و از وعدههای قدیمی فراموش نکند. او احساس میکند که اگرچه دیگران هم او را میخواهند، اما تنها اوست که برای معشوق اهمیت دارد. شاعر به عشق و وابستگی عمیقش به معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که با خوبی و لطافت با دل شکستهاش رفتار کند، در غیر این صورت عشقشان بیمعنی خواهد بود.